محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
160
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فطرته » و در سطرهاى بعدى به صورت كامل به آن پرداخته خواهد شد . عبارت « لما بدل اكثر خلقه » حاكى از اين حقيقت است كه برخى از بندگان خدا بر ميثاق فطرت ثابت قدم ماندند و از اين رهگذر حقوق خداوند را شناخته ، به آن عمل كردند . اين گروه را حنفاء مىخواندند و پيش از بعثت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله برخى از آنان مانند ورقة بن نوفل ، عبد اللّه بن جحش ، عثمان بن حويرث ، زيد بن نوفل و . . . در شبه جزيره مىزيستند . « 1 » برخى از فيلسوفان بر اين باورند كه اگر همگان از خرد و انديشهاى هوشيار و تيزبين بهره مىبردند ، اكنون همگى منطقى و بىاشتباه بودند و هيچ فردى بر ديگرى در درستى انتخابها و رفتارها تمايز نداشت . ( فجهلوا حقّه و اتخذوا الأنداد معه و اجتالتهم الشّياطين عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته ) دورى از خداوند و اعتقاد به شريك براى او ، نتيجه قطعى ناآگاهى از حق خداوند است و ناآگاه ، بازيچه دست شيطان قرار دارد . در برخى روايات آمده است كه پايينترين مرحله شناخت خداوند ، اذعان و اعتقاد به يگانگى و بىهمتايى او است . ( فبعث فيهم رسله ) پس خداوند پيامبرانى را براى انسانها فرستاد كه بر اساس آيه قرآن ، « بشارتدهنده و بيمدهنده بودند ، تا بعد از اين پيامبران ، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند و بر همه اتمام حجت شود . » « 2 » ( و واتر إليهم أنبياءه ) و ميان پيامبران مدت زمان كوتاه يا بلندى فاصله انداخت . فعل « واتر » در مورد روزه گرفتن نيز به كار مىرود ( واتر ما
--> ( 1 ) . براى اطلاع از زندگى اين افراد مراجعه شود به : التفسير الكاشف : 5 / 96 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 42 ؛ الطبقات الكبرى : 3 / ق 1 / 258 ؛ فتوح البلدان ، بلاذرى : 460 . ( 2 ) . رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ نساء / 4 : 165 .